X
تبلیغات
رویای من دریایی شدن است...




? یکشنبه بیستم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


دلبستت شدم

اين دلاويزترين حرف جهان را، همه وقت،
نه به يک بار و به ده بار، که صد بار بگو !
« دوستم داري » ؟ را از من بسيار بپرس !
« دوستت دارم » را با من بسيار بگو !

فريدون مشيري

? جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


mara bebar_bo3e com

دنيايم را ميدهم براي با تو همنفس شدن

تو که نباشي بهشت هم برود به جهنم !

? جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


 

       همه میگن عشق یعنی دوست داشتن . . . 

 
       اما من میگم عشق یعنی یکی مثل تو داشتن . . .
? یکشنبه بیستم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


دلتنگ که باشي، آدم ديگري مي‌شوي
خشن‌تر..

عصبي‌تر…

کلافه‌ تر

و تلخ‌ تر
و جالبتر اينکه

، با اطرافيان هم کاري نداري
همه اش را نگه ميداري
و
 دقيقا سر کسي خالي ميکني،

که دلـتنگ اش هستی!

? یکشنبه بیستم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___



ما آدما وقتی عاشق میشیم
به جای این که از بودن با عشقمون لذت ببریم ,
ترس از نبودنش داغونمون میکنه ..!
شکاکمون میکنه ؛
بد دل میشیم
بد خُلقی می کنیم
دعوا میشه ؛
قهر می کنیم و سرد و سردتر میشیم …
اینا همش بخاطرِ ترسِ از دست دادنه هااا !

? یکشنبه بیستم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


پسر : ضعيفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومديم زيارتت کنيم!
دختر : تو باز دوباره گفتي ضعيفه؟؟
پسر : خوب... «منزل» بگم چطوره !؟
دختر : وااااي... از دست تو!!!
پ: باشه... باشه...ببخشيد «ويکتوريا» خوبه ؟

د: اه... اصلا باهات قهرم.
پ: باشه بابا... تو «عزيز مني»، خوب شد؟... آَشتي؟
د: آشتي، راستي... گفتي دلت چي شده بود؟
پ: دلم ...!؟ آها يه کم مي پيچه...! از ديشب تا حالا .
د: ... واقعا که...!!!

پ: خوب چيه... نميگم... مريضم اصلا... خوبه!؟
د: لوووووووس...
پ: اي بابا... ضعيفه! اين نوبه اگه قهر کني، ديگه نازکش نداري ها !
د: بازم گفتي اين کلمه رو...!؟؟؟
پ: خوب تقصير خودته...! ميدوني که من اونايي رو که دوست دارم اذيت مي کنم... هي
نقطه ضعف ميدي دست من!
د: من از دست تو چي کار کنم...
پ: شکر خدا...! ، دلم هم پيچ ميخورد چون تو تب و تاب ملاقات تو بود...؛ ليلي قرن
بيست و يکم من!!!
د: چه دل قشنگي داري تو... چقدر به سادگي دلت حسوديم مي شه.
پ: صفاي وجودت خانوم .
د: مي دوني! دلم تنگه... براي پياده روي هامون... براي سرک کشيدن توي مغازه هاي
کتاب
فروشي و ورق زدن کتابها... براي بوي کاغذ نو... براي شونهبه شونه ات راه رفتن و
ديدن نگاه
حسرت بار بقيه... آخه هيچ زني، که مردي مثل مرد من نداره!
پ: مي دونم... ميدونم... دل منم تنگه... براي ديدن آسمون تو چشماي تو، براي
بستنيهاي
شاتوتي که با هم مي خورديم... براي خونه اي که توي خيال ساخته بوديم و من مردش
بودم...!
د: يادته هميشه به من ميگفتي «خاتون»؟
پ: آره... يادمه، آخه تو منو ياد دخترهاي ابرو کمون قجري مي انداختي!
د: آخ چه روزهايي بودن... ، چقدر دلم هواي دستاي مردونه ات رو کرده... وقتي توي
دستام گره مي خوردن... مجنون من.
پ: ...
د: چت شد؟ چرا چيزي نمي گي ؟
پ: ......
د: نگاه کن ببينم...! منو نگاه کن...
پ: .........
د: الهي من بميرم...، چشمات چرا نمناک شده... فداي تو بشم...
پ: خدا ن... (گريه)
د: چرا گريه مي کني...؟؟؟
پ: چرا نکنم...؟! ها!!!؟
د: گريه نکن... من دوست ندارم مرد من گريه کنه... جلوي اين همه آدم... بخند
ديگه...، بخند...
زود باش بخند.
پ: وقتي دستاتو کم دارم چه جوري بخندم... کي اشکاموکنار بزنه که گريه نکنم ؟
د: بخند... وگرنه منم گريه مي کنما .
پ: باشه... باشه... تسليم. گريه نمي کنم... ولي نميتونم بخندم .
د: آفرين ، حالا بگو برام کادوي ولنتاين چي خريدي؟
پ : تو که مي دوني... من از اين لوس بازي ها خوشم نمياد... ولي امسال برات کادوي
خوب آوردم.
د:چي...؟ زود باش بگو ديگه... آب از لب و لوچه ام آويزون شد.
پ: ...
د: باز دوباره ساکت شدي...!؟؟؟
پ: برات... کادددووو...(هق هق گريه)... برايت يک دسته گل رُز!،
يک شيشه گلاب!
و يک بغض طولاني آوردم...!
تک عروس گورستان!
پنج شنبه ها ديگه بدون تو خيابونها صفايي نداره...!
اينجا کنار خانه ي ابديتت مي نشينم و فاتحه مي خوانم.
نه... اشک و فاتحه
نه... اشک و دلتنگي و فاتحه
نه... اشک و دلتنگي و فاتحه... و مرور خاطرات نه چنداندور...
امان... خاتون من!!!تو خيلي وقته که...
آرام بخواب بانوي کوچ کرده ي من....
ديگر نگران قرصهاي نخورده ام... لباس اتو نکشيده ام و صورت پف کرده از بيخوابيم
نباش...!
نگران خيره شدن مردم به اشکهاي من هم نباش...!
بعد از تو ديگر مرد نيستم اگر بخندم...

? یکشنبه بیستم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


asheghane-pic_www.jahaniha.com_12

فقط يه دوست عاشق ميتونه:
حساس باشه

حسود باشه

 گير بده گلايه کنه
چکت کنه ,

سوال هاي چون و چرا بپرسه
بارها بگه دوستت دارم و با تو خوشم

اما مگه ميشه کسي اين کار هاو حس پاک و واقعي رو
ببينه و بشنوه اما نفهمه و ندونه که کار يه دوست معمولي نيست؟!

جز يه عاشق

? یکشنبه بیستم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


Atr khas to_bo3e com

       يك رابطه ...
    به معناي تلفن صحبت كردن ...
       قرار گذاشتن ...
      بوسيدن نيست...
  به معناي اينه كه به طرف آرامش بدي...
    آرامش !

? یکشنبه بیستم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


عکسهای احساسی و عاشقانه زیبا

 

بيا بازي کنيم ، تو چشم بذار و من … سير تماشايت ميکنم !

 

? یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


http://s4.picofile.com/file/7909306127/love_pic_boo3e2.jpg

 

پاک ترين هواي دنيا همان لحظه اي است

که دلــــــهايمان هواي هم را ميکند !

 

? چهارشنبه نهم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


http://s4.picofile.com/file/7909305050/love_pic_boo3e1.jpg

 

مراقب من باش . . .

از من فقط تو مانده‌اي !

 

? چهارشنبه نهم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


 

begir dasthayam ra_bo3e com

آفتاب همان جايي ست که تو مي درخشي . . .
بگذار دنيا پر از ابر باشد،خيالي نيست !

 

? چهارشنبه نهم بهمن 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___



تو زندگیت با کسی باش که بخاطر نبودنت ریمل چشماش پاک بشه نه رژ لبش !

 

? دوشنبه هجدهم آذر 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


خدایا !

التماست می کنم !

همه دنیایت ارزانی دیگران ولی ...

آنکه دنیای من است 

مال دیگری نباشد ... !

? چهارشنبه یکم آبان 1392 ساعت توسط ___LawBreaK___


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد


توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست پیاده یا سواره بودن فرقی نمی کنه

اما اگه یه همسفر خوب داشته باشی که تنهات نذاره

بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه....

? چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ساعت توسط ___LawBreaK___


 

 دختری به کوروش کبیر گفت: من عاشقت هستم. 

کوروش گفت : لیاقت شما برادرم است که از من زیبا تر است و پشت سر

شما ایستاده دخترک برگشتو دید کسی نیست. کوروش گفت: اگر

عاشق بودی پشت سرت را نگاه نمی کردی!

 

? شنبه هفتم آبان 1390 ساعت توسط ___LawBreaK___


گفتم :در دلم امیدی نیست.گفت: هرگز از رحمتم نا امید مباش(زمر 53)

 گفتم: احساس تنهایی می کنم.

گفت: از رگ گردن به تو نزدیک ترم.(ق 16)

گفتم: انگار مرا از یاد برده ای ؟

 گفت: مرا یاد کن تا یادت کنم.(بقره152)

گفتم: در دلم شادی نیست.

گفت: باید به فضل و رحمتم شادمان شوی.(یونس58)

 گفتم: تا کی باید صبر کنم؟

گفت: همانا یاریم نزدیک است. (بقره 214)

وچه کسی از او راستگوتر است؟(نساء

87)

? جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 ساعت توسط ___LawBreaK___


     

زن گرچه به اندازه ی یک نخ ابریشمی لطیف است اما
به همان اندازه در برارب شبنم استوار و قوی است.
زن بودن افتخار زن است 
زن به جز زن بودن چیز هایی دارد
که مرد در برابر انها کمر شکسته و نالان از زن است.
به جنس مونث بودن خود افتخار کنید
که مردان به مذکر بودن خود در برابر زن بیمارند...

? سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت توسط ___LawBreaK___


                         

                            
زن عشق می کارد و کینه درو می کند....

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر....

می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی .....

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است

و تو هر زمان بخواهی به لطف 

قانونگذار می توانی ازدواج کنی ........

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ......

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی .....

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ....

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ....

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی .....

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد می شود ، عاشق می شود  ، مادر می شود ،

پیر می شود و 

می میرد.....و

 اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد !

 دکتر علی شریعتی

? جمعه بیست و یکم مرداد 1390 ساعت توسط ___LawBreaK___


 

نامه ی چارلی چاپلین به دخترش : تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی

 بدن عریان خودت را نشان نده

هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن

 قلبت را خالی نگاه دار

 اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی

سعی کن که فقط یک نفر باشد و

 به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم

 زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز ...

? جمعه چهاردهم مرداد 1390 ساعت توسط ___LawBreaK___


 
 
 
نامه ای از ویکتور هوگو ... قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید .......
اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ........
برخی نادوست و برخی دوستدار ...........
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگی بدین گونه است ،
برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی......
نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا که زیاده به خود غره نشوی .
و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت ،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند ........
چون این کار ساده ای است ،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند .....
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی ،
خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی......
و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی ،
و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی...........
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک
سهره گوش کنی ، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد.....
چراکه به این طریق ، احساس زیبایی خواهی یافت....
به رایگان......
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روییدنش همراه شوی ،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی...
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی :
" این مال من است " ،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و در پایان ، اگر مرد باشی ،آرزومندم زن خوبی داشته باشی ....
و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی ،
که اگر فردا خسته باشید ، یا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ...
    اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد ،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ...
? جمعه چهاردهم مرداد 1390 ساعت توسط ___LawBreaK___


love

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه...

گفت دوستم داري؟گفت نوچ... 

گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟

دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت. . .

.پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.

تورودوست ندارم چون عاشقتم.

اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم!

? یکشنبه نهم مرداد 1390 ساعت توسط ___LawBreaK___